سرآغاز
 
به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه
 
 
 

هنوزم تنها ترینم توی قصه زمونه

کاشکی ردپای عشقم روی جاده ها بمونه

با صدای خشک و تشنه خوندم از موجای دریا

جون گرفت حس قشنگی تو تن خشک درختا

بال پروازی نداشتم اما از پرنده خوندم

توی بازی صداقت همیشه برنده موندم

همه جا طرح قفس بود که من آسمون کشیدم

روی بال هر ترانه به ستاره ها رسیدم

به امید لحظه عشق به امید روز پرواز

به امید این که شاید بشکنه بغض هر آواز

پشت میله ها نباید یادمون بره پریدن

وا کنیم پنجره ها رو واسه آسمون رو دیدن

واسه خورشید رو شنیدن

واسه باد رو بوسیدن